دلتنگی های من و دوستانم

خرید بک لینک
3.   دادگری و انصاف ورزیv وَ إِنَّ أَفْضَلَ قُرَّةِ عَيْنِ الْوُلَاةِ اسْتِقَامَةُ الْعَدْلِ فِي الْبِلَادِ، وَ ظُهُورُ مَوَدَّةِ الرَّعِيَّةِ، وَ إِنَّهُ لَا تَظْهَرُ مَوَدَّتُهُمْ إِلَّا بِسَلَامَةِ صُدُورِهِمْ (نهج البلاغه، عهدنامه مالک اشتر) و بى گمان بهترين روشنايى چشم سرپرستان، پايدار شدن دادگرى در كشور است، و پديدار شدن دوستى صميمانه شهروندان؛ و دوستى شان جز با سالم شدن سينه هايشان [از كينه و بى اعتمادى و سوءظن] پديدار نمى گردد.vأَنْصِفِ اللَّهَ وَ أَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ، وَ مِنْ خَاصَّةِ أَهْلِكَ، وَ مَنْ لَكَ فِيهِ هَوًى مِنْ رَعِيَّتِكَ، فَإِنَّكَ إِلَّا تَفْعَلْ تَظْلِمْ! (نهج البلاغه، عهدنامه مالک اشتر)از جانب خودت و خاندان ويژه ات، و از جانب هركس از شهروندانت كه به او گرايش و وابستگى دارى، دادِ خدا و مردم را بده، زيرا اگر چنين نكنى ستم كرده اى.                         v وَ لَيْسَ شَيْ ءٌ أَدْعَى إِلَى تَغْيِيرِ نِعْمَةِ اللَّهِ وَ تَعْجِيلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَةٍ عَلَى ظُلْمٍ؛ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ دَعْوَةَ الْمُضْطَهَدِينَ، وَ هُوَ لِلظَّالِمِينَ بِالْمِرْصَادِ. (نهج البلاغه، عهدنامه مالک اشتر) و هيچ چيز چون برپا داشتن ستمى، نعمت خدا را دگرگون نسازد، و كيفر او را نزديك نيارد؛ زيرا خداوند شنواى دعاى ستمديدگان و در كمين ستمگران است.4.  نصیحت و انتقادvثُمَّ لْيَكُنْ آثَرُهُمْ عِنْدَكَ أَقْوَلَهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ لَكَ، وَ أَقَلَّهُمْ مُسَاعَدَةً فِيمَا يَكُونُ مِنْكَ مِمَّا كَرِهَ اللَّهُ لِأَوْلِيَائِهِ، دلتنگی های من و دوستانم...

ما را در سایت دلتنگی های من و دوستانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: چهارشنبه 14 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:14

حاج محمود پسر عمه ام بود و به واسطه نسبت فامیلی و سربه زیری اش، با آمدن به خواستگاری، جواب مثبت من و خانواده را شنید و زندگی 14 ساله من با او آغاز شد.26 آبان 55 به دنیا آمد و در 29 آذر 94 برای همیشه آسمانی شد. حاصل زندگی من با حاج محمود دو دختر به نام های فاطمه و زهرا بود زیرا همسرم علاقه بسیار به حضرت زهرا داشت و در زمان تولد فاطمه یک تابلوی یا فاطمه الزهرا را به من هدیه داد و حتی برچسب های یا فاطمه را بر در و دیوار خانه زده بود و آرزویش نداشتن قبر مانند مادرش زهرا(س) بود که به آرزویش رسید و پیکرش در سوریه ماند.بعد از سربازی در سپاه ماندگار شد و آرزویش سربازی کردن برای اسلام و ولایت بود.روی بیت المال حساس بود/ تماس تلفنی اش از سوریه کم تر از دو دقیقه طول می کشیدخانم طاووسی، مردم داری و اخلاص حاج محمود را یکی از ویژگی های اختصاصی اش عنوان کرد و گفت:شهدا وقتی رفتند، شناخته می شوند و من همسرم را طی این یک سال از شهادتش بیشتر شناختم. روی حجاب و برخورد با نامحرم بسیار حساس بود و تا حد ضرورت ترجیح می داد با نامحرم هم کلام نشود.نماز جماعتش ترک نمی شد و با توجه به اینکه بچه کوچک داشتیم، تصمیم گرفت در زمان هایی که برای بچه ها و من رفتن به مسجد مشقت زیاد دارد، نماز را در خانه و جماعت بخواند و این رسم خانوادگی ما برای همیشه شد به نحوی که در مهمانی های خانوادگی صف نماز جماعت ما برقرار است.روی عزت نفس خیلی کار می کرد و هرگز کاری را به غیر از رضای خدا انجام نمی داد.حاج محمود روی بیت المال حساس بود و زمانی که برای اردوی جهادی می رفت، سعی می کرد دو هفته قبلش شبانه روزی کار کند تا کار محوله اش در سپاه بر زمین نماند و فرمانده اش می گفت، همه کارهایش را انجام داده و  اگر حتی دو هفته دیگر ا دلتنگی های من و دوستانم...

ما را در سایت دلتنگی های من و دوستانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: چهارشنبه 14 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:14

 ویژگی های جامعه مطلوب از نظر امام حاکمیت قانون الهیآدمی موجودی است با دو بعد مادی و معنوی و دارای عقل و اراده و با توان انتخاب گری و هدف گذاری. بنابر این او همواره در افق دید و ذهن خود تصویری از یک وضع مطلوب و آرمانی جامعه را دارد. (مانهایم، 1355: 200)مکتب های بزرگ سیاسی- اجتماعی ، هرکدام برای انسان و جامعه مطلوب شاخص هایی ارائه کرده اند که بعضاً  با هم تفاوت  اساسی دارند. هم چنین این مکاتب در حرکت از وضع موجود به وضع مطلوبشان به علت تفاوت در شاخص و ماهیت مدینه فاضله مکاتب، راهبردها و خط مشی های متفاوتی ارائه داده اند. (حشمت زاده، 1382: 438)دلیل تفاوت دیدگاه های مکاتب مختلف در مورد جامعه مطلوب ناشی از جهان بینی و اصول اعتقادات متفاوت آنان است. (همان، ص 439) از آنجایی که جهان بینی امام خمینی بر توحید استوار است و به حاکمیت تکوینی و تشریعی خداوند باور دارد، حاکم و حکم باید به نوعی از سوی خداوند باشد. لذا اولین ویژگی جامعه مطلوب امام حاکمیت قانون الهی است.«در اسلام آن چیزی که حکومت می کند یک چیز است، و آن قانون الهی. پیغمبر اکرم هم به همان عمل می کرده  است، خلفای او هم به همان عمل می کردند، حالا هم ما موظفیم که به همان عمل کنیم. قانون حکومت می کند. شخص هیچ حکومتی ندارد. آن شخص ولو رسول خدا باشد، ولو خلیفه رسول خدا باشد، شخص مطرح نیست در اسلام. در اسلام قانون است، همه تابع قانونند و قانون هم قانون خداست. قانونی است که از روی عدالت الهی پیدا شده است. قانونی است که قرآن است، قرآن کریم است، و سنت رسول اکرم است. همه تابع او هستیم و همه باید روی آن میزان عمل بکنیم. فرقی ما بین اشخاص نیست در قانون اسلام. فرقی مابین گروهها نیست. با اینکه پیغمبر اکرم ع دلتنگی های من و دوستانم...

ما را در سایت دلتنگی های من و دوستانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: چهارشنبه 14 ارديبهشت 1401 ساعت: 21:14

صفحه بندی